ناصر خسرو
مقدمه 7
خوان الإخوان ( فارسى )
سال 452 كه تاريخ تصنيف كتاب زاد المسافر بوده ميداند و مىنويسد : شكى نيست اگر در مذهب غالب خراسان ( حنفى و شافعى ) مانده و يا لااقل شيعهء اسماعيلى نبود « 1 » بدربار سلجوقيان تقرب بهم ميرسانيد و بعالىترين مقامات دولتى ميرسيد . با همه آزارى كه بناصر روا داشتند ، بواسطهء احترام خواص و عوام بمقام علم و ادب و حكمت وى ، از قتل رست . در آن روزگار كار شيعه « 2 » در خراسان سخت بود . شيعهء اسماعيليه يا سبعيه از صولت سلطان و شوكت وزير مرعوب و انديشهمند بودند . حكيم ، پس از آنكه مردم بلخ بخصومتش برخاستند ، بمازندران شد ، يحتمل بمناسبت آنكه سپهبدان تبرستان شيعى مذهب بودند : آزار كرد كژدم غربت دگر مرا * صفرا همىبرآيد زانده بسر مرا گويم : چرا نشانهء تير زمانه كرد * چرخ بلند جاهل بيدادگر مرا ؟
--> ( 1 ) اسماعيليه يكى از فرق شيعهاند ، چون امام صادق ، ابو عبد اللّه جعفر بن محمد نص كرده بود بامامت پسرش اسماعيل ، اين فرقه مرگ اسماعيل را پيش از پدر باور نداشته گفتند : كان ذلك على جهة التلبيس من أبيه على الناس لانه خاف و غيبه عنهم ! دكتر حسن ابراهيم حسن در « تاريخ الاسلام السياسى » مىنويسد : و قد بدأت فى فارس حول أواسط القرن الثانى للهجرة حركة كانت سببا فى انتشار الاسلام هناك بسرعة مدحشة ، و هى ظهور مذهب الاسماعيليين . نهضت اسماعيليه از سدهء دوم هجرى رو بتكامل رفت و در سدهء چهارم و پنجم و ششم باعلى درجهء وسعت و انتشار خود رسيد ، آثار سياسى و تاريخى عظيمى از آن پديد آمد : خلافت فاطميان و حكومت حسن صباح و جانشينانش . اسماعيليه آيات و احاديث كتاب و سنت و احكام شرع را تأويل مىكنند . ( 2 ) چه : عامهء مسلمين در آن روزگار هم مانند امروز نظر خوبى به شيعه نداشتند ، بر خلاف انصاف نبشتهاند : « و الحق ان التشيع مأوى يلجأ اليه كل من اراد هدم الاسلام لعداوة او حقد و من يريد ادخال تعاليم آبائه من يهودية و زرادشتية و نصرانية » .